تبليغاتX
قدم زدن در گورستان

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388

 

در تاریکی

آهن کش می آید

سیخ دراز می شود

چاقو قد می کشد

شب که می آید

تاریکی که می آید حواست باشد

همیشه مادرمی گفت

چراغهای نیم سوز پشت دیوارها را روشن نمی کنند

تنها سایه تو را بزرگ  نشان می دهند

مراقب چشمهایی که سایه های بزرگ  را می پایند باش

 اینجا ولایت دشنه و دژخیم  است

نوشته شده توسط داور نوروزی در 11:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم آبان 1388

 

ما به خیابان آمدیم

وآنها به سوراخهایشان خزیدند

موشها

با چشمهای نفرت انگیز

ویار لجن گرفتند

نوشته شده توسط داور نوروزی در 10:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم مهر 1388

تا حومه نگاه کبوترهای وحشی وکبود

تا ناگزیر هوسناک آلوچه های ترش

تا روباه وگرگ قصه کلاغان ناقلا

...

نوشته شده توسط داور نوروزی در 14:53 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

تا بوده همین بوده

تب مرداد

در خیابان مسلح

نفت ودلار وشعبانهای بی مخ

تکرار پذیری تاریخ

زخمهای کهنه ما

مغز خوران ضحاک

وهمیشه کسانی هستند که ازگورهای سیاهشان برخیزند

با هیبتی دروغین

باچشمهای خائن روز

ودستبندهای پلید شب

تنها برای نفت ودلار

که سیاهچال اهریمن همیشه پر است

...تا قزل قلعه ... قصر ... اوین

وهمیشه نور را پاسبانی سترگ است

دربرابر دیو و اهریمن

ومادرانی با چراغهایی روشن در خانه

وقلبهای فرزندانشان

 برای آزادی

تا بوده همین بوده ...

تنها برای آزادی

نوشته شده توسط داور نوروزی در 20:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم تیر 1388

برای ندای یک ملت

 

تصویر شوم حادثه

صحنه : خیابان 

                کشتار

                         ضرب وشتم

                                         کیفیت تحجر

بازی : هجوم عناصر

کلتی نشانه رفته نفرت خود را

شلیک می شود غضب

سرب است وسینه خونین تو ندا

...

برخیز ای ندا

نوشته شده توسط داور نوروزی در 0:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم تیر 1388

 

در کلام پیشوا

عبور فاجعه بود از حنجره

تکرار واژه   یا  مرگ   یا ذلت

...

حجت تمام می شود

ملت به جای هوسهای ناتمام او

قربانی هجوم قدرت عریان سرب می شود

 

نوشته شده توسط داور نوروزی در 1:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم خرداد 1388

 

نگاه کن اگر چه نگاهت ممنوع است ...

خط خوردگی حافظه ات

سوهان روحهای قبض شده

کسی با شناسنامه دزدیده ات وام می گیرد

تو در اهواز هرگز نبوده ای

در زاهدان بمب نگذاشته ای

یک انبار پر از اسلحه در تبریز نداشته ای

شناسنامه دزدیده ات هیچ مهری نخورده است

تو هیچ گاه

شاید هیچ گاه چپ چپ به رییس جمهور آینده ننگری

 

نوشته شده توسط داور نوروزی در 17:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم اسفند 1387

 در روزهای برفی وسرد

در سرزمین سردسیر همیشه

خاموش فریاد می زنیم خوشه های طلایی گندم را

شکوه علفزار را

ومی گوییم:

دنیا همیشه سرد نمی ماند نازی

نوشته شده توسط داور نوروزی در 18:19 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم آبان 1387

 

فصل کراک

در گذر لوطی فتاح

قداره می بندد مرگ به قامت افیون

نامردتر از کاکو رستم

بی عشق

بی پرنده ای که همدم تنهایی ات باشد

داش آکل...

نوشته شده توسط داور نوروزی در 19:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم آبان 1387

 

کلاغی که دزدید روزهایی از کودکی ام را

جوجه اردک زردی که خاطره ام بود

نوشته شده توسط داور نوروزی در 19:28 |  لینک ثابت   •